مصاحبه روزنامه شرق به مناسبت آغاز هشتادوششمين سال فعاليت روزنامه اطلاعات با پيشكسوتان تحريريه- (18 تيرماه 90)
شرق ـ آقاي صالحي آرام از سابقه و چگونگي ورود خود به روزنامه اطلاعات بگوئيد.
صالحي آرام ـ دبير سرويس ارتباطات مردمي روزنامه اطلاعات:
در سال 1337 كه وارد مؤسسه اطلاعات شدم، اولين كار نوشتنيام صفحه طنز نمكدون اطلاعات هفتگي به سردبيري مجيد دوامي بود، توضيح اينكه قبل از ورود به مؤسسه اطلاعات به طور متناوب شعرهايي از من در مجله اميد ايران آسياي جوان به چاپ رسيده بود
فعاليت در تحريريه روزنامه
به پيشنهاد مرحوم منصور تاراجي صفحهاي با عنوان زير آسمان كبود در روزنامه برپا كردم مطالب اين صفحه مخلوطي از «طنز ـ خبر و انتقاد» بود كه ميتوان گفت براي يك روزنامه جدي خبري ـ سياسي تازگي داشت، خوشبختانه اين صفحه مورد اقبال خوانندگان روزنامه قرار گرفت و سالها دوام آورد.
صفحه «طنز و حكايت» و ستون «قابل عرض» از ديگر كارهاي توليديام در روزنامه بوده و از ابتداي انقلاب تاكنون دبيرسرويس ارتباطات مردمي را به عهده دارم كه مركب است از تنظيم صفحه گفتهها و نوشتهها و ويرايش ستون پيامهاي تلفني.
*فعاليت ديگر
با صفحات طنز مجلات فكاهيون، طنز پارسي ـ هدف ـ گل آقا، روزهاي زندگي همكاري داشتهام. در ضمن سه مجموعه شعر از من به چاپ رسيده است.
*از خاطرات آستانه انقلاب و بعد از آن
پس از پيروزي انقلاب، قبل از آمدن آقاي دعائي (ابلاغ ايشان در تاريخ 20 ارديبهشت ماه سال 59 از جانب رهبر انقلاب صادر شد كه مديريت مؤسسه اطلاعات را عهدهدار شوند.) دو، سه سرپرست براي مؤسسه تعيين كردند كه هر يك چند ماه دوام داشتند، چندي هم يك شوراي 21 نفره مؤسسه را اداره ميكرد، كه اصولاً بيشتر در سوداي اين بودند كه مؤسسه در آمدزا باشد و انتشار روزنامه را ضروري نميدانستند و عقيده داشتند چاپخانه مجهز مؤسسه ميتواند شب و روز سفارش چاپي بگيرد، كه خوشبختانه چنين نشد و آقاي دعائي اين مؤسسه ورشكسته آن ايام را تحويل گرفت با يك بدهي بالا.
نكته گفتني ديگر اينكه قبل از انقلاب عوام اطلاعات را روزنامهاي دولتي ميشناختند و كيهان را ملي! و تيراژ كيهان بالاتر بوده البته از زياد بودن صفحه نيازمنديهاي روزنامه كيهان هم (مثل همشهري امروز) استقبال زيادي ميشد و اثر مثبت در تيراژ آن روزنامه داشت.
همكاران گذشته روزنامه كه معروفيت داشتند
با مش سياسي گذشته و حال افراد كاري نداريم، بسياري از همكاران سابق هم در گذشتهاند، ولي وجهه نويسندگي آنها مورد نظر است و اينكه اين افراد واقعيت وجودي در تحريريه روزنامه اطلاعات داشتهاند. از جمله: تورج فرازمند ـ احمد احرار ـ احمد سروش ـ خسرو گلسرخي ـ پرويز فني زاده ـ مهدي آذر يزدي ـ داريوش همايون دكتر علي اصغر و دكتر حسن صدر حاج سيد جوادي ـ پرويز قاضي سعيد ـ ر اعتمادي ـ عليرضا نوري زاده ـ فيروزگوران ـ كيومرث صابري فومني ـ احمد شاملو ـ جواد مجابي ـ رسول صدر عاملي و بيژن امكانيان البته تا آنجا كه حافظه من ياري ميكند و چه بسا كساني هم از قلم افتادهاند)
توسعه مؤسسه اطلاعات
روزنامه اطلاعات در آغاز انقلاب ساختماني ده طبقه در مركز شهر بود، ابتداي خيابان خيام رو به روي قورخانه، اما امروزه سه برج عظيم به اضافه چندين خانه اطراف برجها در بلوار ميرداماد است كه تمامي را اطلاعات خريداري كرده و به مؤسسه زير آسمان كبود در روزنامه برپا كردم مطالب اين صفحه مخلوطي از «طنز ـ خبر و انتقاد» بود كه ميتوان گفت براي يك روزنامه جدي خبري ـ سياسي تازگي داشت، خوشبختانه اين صفحه مورد اقبال خوانندگان روزنامه قرار گرفت و سالها دوام آورد.
صفحه «طنز و حكايت» و ستون «قابل عرض» از ديگر كارهاي توليديام در روزنامه بوده و از ابتداي انقلاب تاكنون دبيرسرويس ارتباطات مردمي را به عهده دارم كه مركب است از تنظيم صفحه گفتهها و نوشتهها و ويرايش ستون پيامهاي تلفني.
*فعاليت ديگر
با صفحات طنز مجلات فكاهيون، طنز پارسي ـ هدف ـ گل آقا، روزهاي زندگي همكاري داشتهام. در ورشكسته آن ايام را تحويل گرفت با يك بدهي بالا.
نكته گفتني ديگر اينكه قبل از انقلاب عوام اطلاعات را روزنامهاي دولتي ميشناختند و كيهان را ملي! و تيراژ كيهان بالاتر بوده البته از زياد بودن صفحه نيازمنديهاي روزنامه كيهان هم (مثل همشهري امروز) استقبال زيادي ميشد و اثر مثبت در تيراژ آن روزنامه داشت.
همكاران گذشته روزنامه كه معروفيت داشتند
با مش سياسي گذشته و حال افراد كاري نداريم، بسياري از همكاران سابق هم در گذشتهاند، ولي وجهه نويسندگي آنها مورد نظر است و اينكه اين افراد واقعيت وجودي در تحريريه روزنامه اطلاعات داشتهاند. از جمله: تورج فرازمند ـ احمد احرار ـ احمد سروش ـ خسرو گلسرخي ملحق كرده است كه روزنامه مشابه هرگز چنين نبوده و در همان محل سابق واقع است*
*گفتني است اين مصاحبه موقع چاپ در روزنامه شرق (18 تير ماه 90) خيلي آب رفته و كوتاه شده است، احتمالاً جا كم داشتهاند يا هر چيز ديگر، صاحب اختيار بودهاند، اما من اينها را گفته بودم كه خوانديد.